خواهم مرد
این ستاره های نورانی که شبها برایم چشمک میزنند
فرشتگانی هستند که انتظارم را میکشند
روزی به آسمان خواهم رفت
و برای تک تکشان سوغاتی خواهم برد
و در هر کوی و برزن، چشمهای مهربانشان را دنبال خواهم کرد
تا در دوردستی ناشناخته، به انتظار همنشینی با خدا، شب و روز سپری کنم
.
دستهها:شعر

خدانکنه تو بمیری
فوق العاده بود
درود
——
فکر میکنم
این آخرین ترانه
تا ابد خاموش خواهد ماند
و من
هراسان از سکوت،
زمزمه گر آخرین ترانۀ جهان!
——
همیشه سرفراز باشید
بدرود
peut-etre
سوغات نه سوقات !
سیامک تو که بیسواد نبودی
خوب من اینطوری نوشته بودم که ببینم تو میفهمی یا نه ش جان