بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘مطالب روزمره’

ما و خودمان‎

مارس 20, 2012 3 دیدگاه
چیزهایی که میدانیم و نمیدانیم….
همیشه با خودم فکر میکنم، معنی واقعی خوشبختی چیست. در هر برهه ای از زمان، تصویری از اهدافی که در پیش رو داشتم، مرا به سمت موفقیت کوچکی که برایش برنامه ریزی کرده بودم سوق میداد، اهداف یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته میشوند، و من هنوز مفهومی از خوشبختی را درنیافته ام. بسیاری از شما دوستانی که همین الان نیز در حال خواندن این سطور هستید، شاید تصور کنید که معنی خوشبختی را دریافته باشید و بتوانید به من نیز بیاموزید، ولی مساله پیچیده تر از آن است که به این سادگی قابل انتقال باشد…
معادله جالبی وجود دارد که «حاصل خواستن چیزی، دستیابی به آن است» به این معنی که اگر ما خواهان خوشبختی باشیم، کسی نمیتواند آن را از ما بگیرد. خوب، شاید روزهایی که صبح از خواب بیدار میشویم و احساس شادی و شعف میکنیم، اثباتی باشد برای این موضوع، ولی هیچ وقت نمیتوانم چنین پنداری را به کل زندگی همه آدمها گسترش دهم.
برداشت و فهم فعلی من از خوشبختی، احساسی پایدار است که پدید آورنده امید و شادی در زندگی باشد، که اولین تاثیر آن پررنگ شدن تفکرات مثبت به جای تفکرات منفی است.

خیلی بعید است که هریک از ما تبلیغات در مورد «مثبت اندیشی» در زندگی را نشنیده یا ندیده باشیم. افراد زیادی در این خصوص تحقیق و تدریس میکنند، و به طور جالبی، همه افراد نیز تاثیر مثبت اندیشی را کتمان نمیکنند. در کمال تعجب، خیلی از کسانی که در دوره های مثبت اندیشی شرکت کرده اند، و یا آن را تدریس میکنند، خود نیز درگیر تفکرات منفی و مخربی هستند که دامن افکار بدیع و سودمندشان را میگیرد!
حقیقت ساده ای که همه ما بارها با چشم خود دیده ایم، نشان میدهد که وقتی چند میوه سالم را در کنار یکدیگر میگذاریم، بالاخره زمانی فساد از یکی از آنها شروع شده و سایر میوه های سالم را نیز از بین میبرد. افکار منفی در ذهن ما نیز میتواند افکار مثبت و مفید ما را به شالوده ای از منفی نگری و نا امیدی مبدل کنند، بی آنکه خود به آن آگاه باشیم.

در هر صورت، من اعتراف میکنم که هنوز معنی خوشبختی را نفهمیده ام، ولی راه رسیدن به خوشبختی را میدانم! میدانم که برای خوشبخت بودن، باید از این چیزی که هستم آدم بهتری باشم. همیشه باور داشتم که وقتی کاری را انجام میدهم، اگر چشمانم را ببندم و به کارم فکر کنم، احساسی درونی درست یا اشتباه بودن آن را به من گوشزد میکند، پس اگر بخواهم میتوانم خصوصیات بدی که در وجودم هست را بشناسم و اصلاحشان کنم.

بهار سال قبل، زمانی که تبریک عید را برای دوستانم مینوشتم، برای همه آرزو داشتم که صداقت و راستی در زندگی همگان غالب باشد، زیرا به قدرت صداقت و راستی ایمان دارم.
امسال میخواهم برای همه شما آرزو کنم که ای کاش، قدرت مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشیم. باور دارم که بسیاری از مشکلاتی که همه ما در زندگی مان تحمل میکنیم، حاصل کتمان حقایق برای فرار از مسئولیت پذیری است، پذیرش اشتباه خود یکی از نمونه های مسئولیت پذیری است، زیرا کسی که مسئولیت پذیر نیست، اشتباه را نیز نمیپذیرد. شانه خالی کردن از مسئولیت، پاس دادن شکست و خصوصیات بدی مانند این، متاسفانه جزئی از آموزه های ما به فرزندانمان شده، گویی «بیخیال شدن» و «پیچاندن» به نوعی از ارزش هایی تبدیل شده اند که ارمغان آنها زرنگی و فرار است.
امیدوارم در سال جدید اینقدر مسئولیت پذیر باشیم که در جهت اصلاح نقاط تیره زندگی خودمان دست به کار شویم. اگر پیروز شدیم، شاد نیز خواهیم شد، ولی اگر موفق نشدیم، باز هم مسئولیت شکست خوردمان را پذیرا باشیم، چرا که صداقت، کلید جلب اعتماد و مهربانی دیگران است….

________________________________

هدیه امسال من به همه دوستانم، قطعه زیبای Anytime Anywhere است که سارا برایتمن به زیبایی آن را اجرا کرده است. تم اصلی آهنگ را یوهان سباستین باخ آفریده و این اجرا نیز بر زیبایی آهنگ اصلی افزوده. فایل تصویری این قطعه را میتوانید به پیوست همین پست دریافت کنید، و متن آهنگ نیز در زیر آورده شده است.
از صمیم قلب امیدوارم سال پیش رو برایتان آنگونه باشد که زندگیتان را در جهت خوشبختی «هرچه که هست» رقم بزند :-)
سیامک – 29 اسفند 1390 شمسی

Anytime Anywhere lyrics:

Strade son› cambiate.
Faccie son› diverse.
Era la mia città.
Non la conosco più.
La ora io sono solo un› estranea
Senza patria.

I remember you were there.
Any one emotion.
Any true devotion.
Anytime, anywhere.

Case son› cambiate.
Voci son› diverse.
Era la mia città.
Non la conosco più.
La ora io sono solo un› estranea
Senza patria.

I remember you were there.
Any one emotion.
Any true devotion.
Anytime, anywhere.

Tanti, anni son› passati.
Vite son› cambiate.
Era la mia città.
Non la conosco più.
E ora io sono solo un› estranea
Senza patria.

دسته‌ها:مطالب روزمره

پیامی فقط برای تو

مارس 21, 2011 9 دیدگاه

امیدوارم سالتان اینگونه باشد…

یادم می آید وقتی که بچه بودم، همیشه نزدیک نوروز که میشد، منتظر سرخوش ترین لحظاتم بودم. تصورم از نوروز زمانی بود که زمین و زمان میچرخند، خورشید در نقطه خاصی قرار میگیرد و باعث میشود اتفاقات خوبی در زندگی ما بی افتد. ولی هیچ گاه اینگونه نمیشد. همواره پس از پایان نوروز انتظاراتم بی نتیجه میماند و احساس میکردم چیزی در زندگی ام کم است.

حالا که بیست و چند سال از آن زمان کودکی ام میگذرد، فکر میکنم که آن چیزی را که کم بود و هست میفهمم. من از تاثیر خودم در وقوع آن خوشی ها، آن شادی ها و سرخوشی هایی که دوستشان داشتم غافل بودم. همیشه گوشه ای می ایستادم و منتظر میماندم که شادی به سراغم بیاید، و انتظار برای مفهومی ساکن هیچ گاه به نتیجه ای نمی رسید….

امروز به زندگی خودم و بقیه آدمهایی اطرافم که نگاه میکنم، متوجه میشوم که این وضعیت برای بسیاری از ما هنوز هم پابرجاست. همه دوست داریم بقیه در درک وضعیت های روحی ما بکوشند، دوست داریم وقتی حالی داریم، کسی بیاید و بگوید: درک میکنم! ولی واقعا هیچ کس نمی آید…. دوست داریم که به دیگران محبت کنیم، دوست داریم که به دیگران نشان دهیم که چقدر مهربان، خوش قلب و خوش نیت هستیم، ولی همیشه از این میترسیم که نکند بقیه از آن سو استفاده کنند. همیشه دوست داریم که نشان دهیم که دارای چه شخصیت ممتاز و متفکری هستیم، ولی میترسیم با مخالفت روبرو شویم و و و و و….

خیلی از ما میترسیم خودمان را نشان دهیم. آن خودی که به خودی خود فهمیده، مهربان و با محبت، خوش قلب و خوش نیت، جذاب، زیبا و فریبنده است، و این دستاورد شومی است که در این جامعه نصیب ما شده است. ما این را یاد گرفته ایم و حاضر نیستیم ترکش کنیم. به ما یاد داده اند که مرد نکو محبتش را نثار هر کسی نمیکند، به ما یاد داده اند که زن نکو زیبائیش را هویدا نمیکند، و هزاران هزار از این خزئبلاتی که بی رحمانه از سوی عرف، شرع، دین، تربیت و آئین به ما تحمیل شده اند، و به جای آن چیزهایی ضروری تر که در زندگی مان محتاج آن بودیم از ما دریغ شده است، مانند ارزش واقعی ایمان به هرچیزی که میتواند امیدبخش باشد.

چه ساعات مفرح و شادی را میتوانستیم برای خانواده، دوستان و هر آنکسی که به او علاقمندیم صرف کنیم، ولی صرف مشت زدن در دهان استکبار، اثبات حقانیت اسلام و مسلمین و کارهای بیهوده دیگر کردیم، و هیچ کس به ما نگفت که «یک انسان مهربان هزاران بار تاثیر گذار تر از یک انسان صرفا مسلمان است» و ما این حماقت را به عنوان تدبیر رهبر خود میپذیرفتیم، زیرا خشونت برایمان ارزش شده بود، همه ما عقده کمبودهای خودمان را با این مشت های خیالی بر دهان دشمن فرضی میکوبیدیم، چه غفلت بزرگی که دشمن در آن حال در مجلش عیش و نوش مشغول نثار محبتش به خانواده اش بود و ما از خانوادمان دریغ میکردیم و در حسرت مرگ دشمن میسوختیم.

Hug

دوستان من، سال گذشته وقتی میخواستم به شما تبریک بگویم، آرزو کردم که در پایان سال وقتی از خود میپرسید «آیا من انسان خوبی هستم» جواب قانع کننده ای برای خود داشته باشید، و باور کنید با صمیم قلب آرزومندم همه شما جواب خوبی برای خود داشته باشید، بدون توجیه، بدون لحظه ای تردید و با یقین کامل.

امروز آرزومندم که زندگی مان در سال جدید پر باشد از صداقت و راستی، که صداقت و راستی آنقدر ارزشمند هستند که وقتی آنها را در خودمان احساس کنیم، دارای قدرتی خارق العاده و استثنائی میشویم که هر نوع بی صداقتی و دورویی و دروغ از سوی دیگران برایمان چون روز روشن و بی ارزش خواهد شد، آنقدر که قدرت بخشش دیگران، قدرت کشف شادی و ارزش دادن به زندگی خود و دیگران را پیدا میکنیم، و باور کنید، باور کنید، باور کنید که این را از صمیم قلبم برایتان آرزومندم.

دوست من، شاد زی

 

_____________________________________

** فایل زیر آهنگ Chances Are اثر زیبای Johnny Mathis است که در آلبوم Those Wonderful Years منتشر شد. اگر دوست داشتید این آهنگ را با صدای بلند گوش دهید، و این را به عنوان هدیه نوروز از سوی من قبول کنید :-) متن آهنگ هم در زیر آمده است:

 

Download Link: http://dejavupink.com/files/JohnnyMathisChancesAre.mp3

Chances are cause I wear a silly grin

The moment you come into view,

Chances are you think that I’m in love with you.

Just because my composure sort of slips

The moment that your lips meet mine,

Chances are you think my heart’s your Valentine.

 

In the magic of moonlight,

When I sigh, «Hold me close, dear,»

Chances are you believe the stars

That fill the skies are in my eyes.

 

Guess you feel you’ll always be

The one and only one for me

And, if you think you could,

Well, chances are your chances are awfully good.

 

Chances are you believe the stars

That fill the skies are in my eyes.

 

Guess you feel you’ll always be

The one and only one for me

And, if you think you could,

Well, chances are your chances are awfully good

chances are your chances are awfully good.

 

دسته‌ها:مطالب روزمره

ایدئولوژی

دسامبر 2, 2010 4 دیدگاه

ایدئولوژی چرت ترین کلمه و بی مفهوم ترین چیزیست که در این دنیا شنیده ام. چیزی که باعث شود آدمها هم را بکشند، به خاطر چیزهای بی اهمیت در اصل زندگی خود را به مرگ بسپارند، و از همه بدتر، به خود حقانیت دهند که جان و زندگی را که خداوند به انسانها داده، بستانند…

 

دسته‌ها:مطالب روزمره

مُردم…

ژوئن 18, 2010 12 دیدگاه

.

.

احساس کودکی سقط شده را درک میکنی، وقتی در آغوش کسی جای میگیری که میفهمی آغوشت را نمیخواهد…

.

آغوشت را نمیخواهم

دسته‌ها:مطالب روزمره

برنامه ريزي دقيق براي مرگ تدريجي

ژانویه 17, 2009 2 دیدگاه

هر روز صبح كه از خواب بلند ميشود با خود ميگويد كه از فردا صبح براي زندگي ام برنامه ريزي خواهم كرد كه روزي 8 ساعت كار كنم، روزي 2 ساعت ورزش، 2 ساعت تفريح و دو ساعت مطالعه.
هر روز صبح كه از خواب بلند ميشود با خود ميگويد كه ديروز كه نشد، از فردا صبح براي زندگي ام برنامه ريزي خواهم كرد كه روزي 8 ساعت كار كنم، روزي 2 ساعت ورزش، 2 ساعت تفريح و دو ساعت مطالعه.
و هر شب ميخوابد به اميد اينكه هر روز صبح از خواب بلند شود و سناريوي تكراري را اجرا كند كه شامل 15 ساعت كار و 9 ساعت خواب است.
ا
دسته‌ها:مطالب روزمره
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.