خانه > شعر > هومممممينو

هومممممينو

تمام آسمان ها و ستاره ها

شاهد بودند، كه من

در بين تمامي خورشيدهاي عالم

فقط به دنبال تو بودم.

تمام قلبها گواهي مي دهند كه من

در هيچ كدامشان جائي ندارم.

تنها يك قلب باقي مانده

بايد گواهي دهد…

سرد است، سرد

اي كاش مي توانستم

باقي وجودم را آشكار سازم

عريان، آنگونه كه هست

سرشار از لذت و شادي عشق تو …

___

اينچنين نشسته ام

متين و آرام

ولي درياي خروشاني در دلم است

درياي خروشان و ويرانگر قلب من

در كنار ظرفيت عظيم آدميت تو

جويباري بيش نيست.

جويبار را به تو ميدهم

تا شايد پيكي بنوشي…

Advertisements
دسته‌ها:شعر
  1. Parisha
    فوریه 14, 2008 در 13:13

    میدونی آدم بعد خوندن این نوشته منقلب میشه. حس می کنه که چقدر می تونه دوست داشتن عمیق باشه و چقدر آدمها برای بیان احساسشون می تونن از آرامشی که عناصر طبیعی به آدم میده استفاده کنه.
    یه جورایی اینجا میشه یه اعتراف صادقانه و خالصانه رو دید که بی هیچ منتی برای معشوق نوشته شده.زیبا بود خیلی بیشتر از اونی که من بتونم وصفش کنم

  2. Voyager
    فوریه 15, 2008 در 00:50

    همينجا را ميخام
    در زير سايه جهلم
    گناهش را ميپذيرم
    دست بر سرم بكش
    بوسه اي بر من بزن
    غول چراغ الان ظاهر ميشود
    گناهش را ميپذيرم.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: