خانه > مطالب روزمره > خوش حال کسیست که…

خوش حال کسیست که…

من معتقدم که حقایق دو نوع هستن، حقایق آشکار و حقایق پنهان

مثلا وقتی که سرما میخوریم میگیم که علتش اینه که فلان موقع لباس مناسب نپوشیدیم و سرما بهمون خورده و …
خوب این علت آشکارش هست.
علت پنهانش چیه؟! ویروس سرما خوردگی وارد بدنمون شده و فعال شده.
علت پنهان بعدی چیه؟ ویروس وقتی فعال شده که با در معرض سرما قرار گرفتن شرایطش مناسب رشد شده.
علت پنهان بعدی چیه؟ علت اینکه لباس مناسب نپوشیدیم این بوده که توی مهمونی میخاستیم خوش تیپ باشیم! پس دوست داشتیم که اون لباسو بپوشیم!
علت پنهان بعدی؟ خوب چرا دوست داشتیم تو مهمونی خوش تیپ به نظر بیاییم؟ چون به نظرمون میرسه که برای خوش تیپ بودن به لباسمون وابسته ایم!
علت پنهان بعدی: …..

نتیجه گیری: اگر زندگیمون رو بررسی کنیم متوجه میشیم که علت واقعی خیلی از مشکلاتمون به مسایل بسیار ساده و تصمیم گیری هایی بر میگرده که بدون دلیل منطقی توی زندگیمون پذیرفتیم.
علت پذیرفتنش رو هم نمیدونیم. چرا؟
خوب چون همه ما مثل قیف میمونیم، از بدو تولد یاد میگیریم که باید مثل اجتماع باشیم و روشهای اجتماع رو بپذیریم. اجتماع میگه که آدم شریف کسیه که مثل پدر و مادر و اقوامش رفتار کنه.
هر چی توی قیف ما (که بری قشنگی بهش میگیم شخصیت، دیسیپلین و …) بریزن، ما همون میشیم.
در واقع ما حاصل ته نشینی آثار اطرافمون هستیم.
به چه قیمتی؟
به قیمت اسیری در دیدگاه های خودمون!

متفکر ترین ما تصور میکنن افکارشون مال خودشونه و در اختیارشونه. ولی افکار ما هیچی نیست جز حرفهایی که از دیگران یاد گرفتیم، خیالاتی که بهمون تزریق شده، و اتفاقا این ما هستیم که گرفتار و زندانی افکارمون هستیم و زندگیمون محدود به افکارمون شده، افکار ما در وجود ما زندانی نیستن!

نظر تو چیه؟
و راه حلش چیه؟

Advertisements
دسته‌ها:مطالب روزمره
  1. ♣آوای سکوت♣
    فوریه 20, 2008 در 06:38

    راه حلش اینه که تنها خودت باشی ، برای خودت تصمیم بگیری و زندگی کنی .
    تجربه به من ثابت کرده که کاری رو که همه میگن نکن ، با ید انجام بدی و بقیه به این دلیل میگن انجام نده چون خودشون از انجام دادن اون عاجزند و نمی خواهند که کس دیگری هم اونو انجام بده ، حالا به هر دلیلی .
    من تو زندگیم یه کاری رو کردم که همه می گفتن نکن ، به دلیل ترسشون بود ، ولی من انجام دادم و موفق شدم و حالا هم راضی هستم .

  2. Parisha
    فوریه 20, 2008 در 13:33

    الان به این فکر کردم که کدوم یک از فکرایی که تازگی بلند عنوانشون می کنم مال خودمه دیدم متاسفانه هیچ کدوم. ما افکار جدید و قدیم رو بر اساس میل شخصیمون هم میزنیم و آش شوله قلم کاری به نام تفکر برتر به وجود میاریم و فکر می کنیم بله ما بهتر هستیم.

    برای بهتر شدنش فکر می کنم باید گاهی جسارت اینکه بر خلاف عرف اجتماع حرکت کنیم رو داشته باشیم تا تفکری متفاوت ارائه کنیم

  3. ``````
    فوریه 20, 2008 در 16:28

    ای سنت شکن. دو نقطه، دی

  4. Harmonie
    فوریه 21, 2008 در 00:14

    In Noktaro mishe az ye janbeye dige ham morede barresi gharar dad:
    -Dar nazar migirim ke hamye in kara anjam shode….agahane ya na aghane ma be dalile inke khoshtip be nazar biyaym (ke mitune ye dalilesh bashe) ma sarma mikhorim….(Albate bayad did khoshtipi vase chie? khoshtipi vase del bordan az ye khanome khoshtipe dige ke unam kam lebas poshide)….banabar in natije gerefte mishe ke ensanha az khod gozashte hastan….yani hazeran vase tarafe moghabel az salamatie khodeshun begzaran….
    -va natijeye dige ineke to nakhaste sarma mikhori….sarmakhordegi Bad nist….sarmakhordegi Imen kardan ya vaksine kardane badano hasel mishe…Pas to nakhaste dochare yek Tofigh shodi….Pass dar har 2 halet…..to barande hasti;)

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: