خانه > نقد ادبی > کتاب سقوط کسری، پگاه بختیاری

کتاب سقوط کسری، پگاه بختیاری

سقوط کسری، پگاه بختیاری

وقتی در سال 84 برای اولین بار این کتاب رو خوندم، اینطور به نظرم رسید که نویسنده قصد داشته که حتما اثری به جدا بگذارد، به همین دلیل دنبال داستان مناسبی میگشته که ناگذیر داستان همیشگی عشق ناکام رو انتخاب کرده!
داستان در مورد دختری جوان (ماه رخ) است که در خانواده نسبتا فقیری زندگی میکند، پس از مقدمه ای از زندگی سخت او، پسری (کسری) از خانواده مرفه عاشقش میشود و پس از مشکلات فراوان و طرد از خانواده با او ازدواج میکند، سلامتی پسر به خطر می افتد و دختر برای تهیه پول برای نجاتش خود را جلوی اتومبیلی می اندازد که با پول حاصل از دیه همسرش را نجات دهد، ولی خودش در این بین کور میشود!
پیش از آشنایی این دو، دختر دیگری عاشق پسر بوده که پس از کوری دختر دوباره وارد زندگی کسری میشود و ….

داستان نثر نسبتا شیرینی داره، شخصیت پردازی گرچه استادانه نیست ولی روی هم رفته نسبتا مناسبه، به نظر میرسه نویسنده در خیلی از موارد به خود سانسوری دست زده و بخشهایی رو که به نظرش باعث منتشر نشدن کتاب میشده حذف کرده.

روایت داستان از زبان سوم شخص، به نظر راحت ترین روش برای نویسنده داستان بوده، ولی قطعا بهترین روش برای کیفیت ارائه داستان به خواننده نیست. زیرا به اعتقاد من داستانهای اینچنینی با روایت سوم شخصی در طول داستان از کیفیت بیانی خوبی برخوردار نیستن. شاید بهتر بود از راوی شناور استفاده میشد و در هر قسمتی از اثر، داستان از زبان شخصیتهای مختلفی روایت میشد، برای مثال در قسمتهایی که زندگی کودکی ماهرخ بیان میشه، بیان از زبان سوم شخص یا مادر مناسبتر می بود…
از طرفی نگارش یک داستان به شکل راوی شناور، باعث باز شدن ذهن خواننده و همچنین جلوگیری از بروز پیش داوری و اثرات مخرب بر خواننده هست.

برای مثال در خیلی از بخشهای داستان میشد با روایت از زبان کسری، که داستان حول و حوش او هم شکل میگیره، به روشنی ذهن خواننده و همچنین تاثیر بسیار عالی بر خواننده اضافه کرد. همچنین این کار باعث میشد از منفی نگری زنانه صرف، و تخریب شدید شخصیت کسری به شکل کاملا فمنیستی جلوگیری بشه. البته در پایان داستان این حس تنفر از کسری در ذهن خواننده به دلسوزی از بلاهت این شخصیت تبدیل میشه، ولی تاکید میکنم که این چنین روایتی باعث تخریب اثر شده.
من جزو اون دسته از افراد هستم که تصور میکنم خوندن کتاب داستان برای درس گیری از اون نیست! بلکه فقط یک سرگرمی هست، زیرا برای درس گرفتن از یک کتاب باید کتب مناسب این کار رو مطالعه کرد، ولی با این حال از تاثیر گذاری یک داستان بر دیدگاه های آدم ها مطلع، و به اون معتقد هستم. قطعا چیره دستی و مهارت نویسنده در این بین اهمیت بسیاری داره.
به همین دلیل همیشه بعد از خوندن یک کتاب داستان اون رو از این منظر که چقدر در ذهنم باقی میمونه و چه تاثیری روی من داشته بررسی میکنم.

گرچه امروزه شبیه این داستانها در زندگی روزمره ما بسیار دیده میشه، ولی خوندن این داستان هم در جای خودش شیرینی خاص خودش رو داره. البته خطرات خاص خودش رو هم داره! چرا که آدمهایی که دارای دیدگاه های فکر شده و مستحکمی نیستن با خوندن چنین داستانهایی به شدت تحت تاثیر قرار میگیرن و دیدگاهاشون نسبت به افراد دور و برشون تغییر میکنه و متاسفانه بد بین میشن، البته این ضعف داستان محسوب نمیشه، بلکه نادانی خواننده هست که باعث بروز این حالت میشه ولی ….

این داستان دارای هیچ مقدمه یا توضیحی نیست. ای کاش ناشر یا نویسنده در ابتدا یا انتهای داستان چند صفحه ای در مورد خودش و آثار و دیدگاه هاش توضیح میداد.

در کل میشه این رمان رو جزو آثاری به حساب آورد که اگر جزو اولین آثار نویسنده نبود میتونست خیلی بهتر باشه، گرچه در حال حاضر نیز بد نیست.

پگاه بختیاری به جز این اثر، داستان های دیگری با نام های «من دختر نیستم» ، «کبوتر» و «هفت شلیک تا زندگی» نیز منتشر کرده که فعلا ترجیح میدم در موردشون نظری ندم.

در نهایت توصیه میکنم این رمان رو بخونید. گرچه امروزه در معنی و مفهوم کلمه «رمان» تعریف مشخصی وجود نداره! ولی احتمالا….

نظرت چیه؟

Advertisements
دسته‌ها:نقد ادبی
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: