خانه > مطالب روزمره, نقد ادبی > آثار نقاشی خانم مژگان منتصر کوهساری

آثار نقاشی خانم مژگان منتصر کوهساری

بزرگان سینما، بازیگری رو به دو نوع خلاصه می کنند. بازیگری به شیوه متد (method acting) و بازیگری به شیوه سیستم (system acting). تفاوت این دو شیوه به در نظر گرفتن اصالت برای بازیگر و یا نقش است.
معتقدین به شیوه متد، مانند استاد مسلم و مدرس این نوع از بازیگری، آقای «لی استراسبرگ» معتقد هستند که «اگر می خواهید دیگران بگریند، نخست باید خود گریه کنید (ارسطو)». از این جهت این افراد به «حافظه عاطفی» بازیگر به عنوان سر منشا موفقیت او در ایفای نقشی تاثیر گذار بیشتر اهمیت می دهند.

در پرده دوم ، صحنه دوم از هملت اینچنین آمده:

» آیا عجیب نیست بازیگری که تنها نقشی خیالی بازی می کند
روحش را در رویایی شورانگیز به پندار خویش سپارد
رنگ از رخسارش براند
اشک در چشمانش جاری کند
لرزه بر صدا افکند
تمام وجودش برآشوبد
و همه ستی اش به این آشوب بگرود.
و این همه برای چه؟ برای هیچ؟! «

به راستی برای چه؟ ولی علتش نیست که دارای اهمیت است، شاید در اینجا باید پرسید: «چگونه؟؟»
راز چگونگی این کار در رجوع بازیگر به حافظه عاطفی خود است. بازیگر در لحظات تراژیک، با مراجعه به حافظه عاطفی خود، سعی می کند خود را در شرایطی متناسب با موضوع قرار دهد، و با یادآوری این لحظات، تاثیر گذارترین بازی را به نمایش بگذارد. از این روست که چنین بازیگرانی در هنگام نقش آفرینی بازی نمی کنند، بلکه زندگی می کنند و تراژدی می آفرینند. نمونه موفقترین این بازیگران «آلپاچینو» است، که به خاطر بهترین بازی ها بارها نامزد اسکار شده و چندین بار نیز آن را برنده شده است.
ولی برعکس، طرفداران شیوه سیستم، معتقد هستند که این نقش است که در اولویت قرار دارد، و بازیگر نباید در هیچ شرایطی فراتر از متن عمل کرده و همواره باید در اختیار متن باشد.
البته این شیوه بازیگری نیز همواره در تقابل با شیوه متد حرف هایی برای گفتن دارد. بی شک همه اساتید سینما با بزرگان این شیوه مانند «استدلا آدلر» و «استانیلافسکی» آشنایی دارند، والبته می دانند که این شیوه خود پرورش دهنده شیوه متد بوده و پایه و اساس موفقیت در متد، پرورش یافتن در سیستم است.

شاید تا اینجا از عنوان این مطلب تعجب کرده باشید، ولی کمی صبر نشان خواهد داد مقدمه مناسب چه تاثیری از ارائه بهتر موضوع دارد!
یک نقاش، کسی است که تصمیم می گیرد تا آثری را خلق کند. ولی تصمیم گیری برای خلق یک اثر به تنهایی برای خلق آن کافی نیست. شاید لازم باشد، ولی …
تصمیم نقاش، و عملکرد او، وابسته به بینش و فکری است که نقاش برای خلق اثر خود به آن نیاز دارد.
حال به این تصویر دقت کنید:

با دقت در این تصویر، به خوبی نمایان است که تصمیم دقیق، و عملکرد نقاش، وابسته به بینش اوست، این بینش بر اثر دانشی است که او در وجود خود پرورانده و پایه گذاری دانش هنرمند، بر اساس اطلاعاتی است که او از جمع آوری داده های پیرامونش به دست آورده.
حال نکته ای که اینجا قابل تعمق است، میزان و نوع داده ایست که هنورمند در اطرافش درک می کند و با احساس آنها اقدام به خلق یک اثر می نماید. این فعالیت، در نظر اول ساده به نظر می رسد، قطعا همگی ما در طول زندگیمان «چشم چشم دو ابرو» یا «تصویر یک خانه» را ترسیم کردیم. در این حالت، یک «جرم» در دنیای واقعی به عنوان الگوی خلق اثر در نظر گرفته می شود و بر اساس این نمونه نقاشی ترسیم می گردد.
حال در نظر بگیرید که این جسم توسط ما دیده نشده باشد، در این صورت باید با مراجعه به قوه تخیل آن را در ذهن بی آفرینیم و سپس اقدام به ترسیم کنیم.
حال اگر پا را فراتر بگذاریم و قصد داشته باشیم به جای خلق اثری بر اساس یک جسم، اثری را بر اساس یک «حس» خلق کنیم، تکلیف چیست؟ اینجاست که کار بیخ پیدا می کند!
نقاش هایی که اثار هنری بر اساس مردم و طبیعت ایجاد می کنند، گرچه احتمالا داری درک عمیق و دقیقی از دنیای پیرامون خود هستند، ولی در حقیقت، چیزی جز توجه به دنیا، از منظری متفاوت و هنرمندانه ارائه نمی دهند.
در قرون اخیر، پیدایش سبک های جدید نقاشی، بر اساس عدم الگو گیری از جهان طبیعی (و غیر طبیعی) برای خلق آثار، و در نتیجه ایجاد دیدگاه هایی غیر قابل دفاع به شکل بحث صرف فلسفی شده است.
هنرمند نقاشی که اقدام به خلق اثری «غیر طبیعی» (به معنای الگوگیری نشده بر اساس طبیعت) می نماید، در واقع حاصل تفکری را به نمایش می گذارد که با «پارادایم شیفت» خودش آغاز شده و به درک عمیق و ترکیبی از پرسوناژهای مختلف و برداشت های عمیق از محیط ، اشخاص و طبیعت منجر شده.
بدیهی هست که ارائه این حجم عظیم از اطلاعات در یک اثر هنری، با رسم یک خانه، یا درخت و یا هر جسم طبیعی دیگر ممکن نیست، در اینجاست که هنرمند نقاش با گذر از بندها و مرزها، با شیوه ای نا آشنا و گنگ، اثری را خلق می کند که برای فهمیدن آن،هیچ تلاشی لازم نیست، کافیست بخواهید آن را درک کنید…
شاید خود نیز ندانید چگونه آن را درک کرده اید، ولی فقط درک کرده اید.

شباهت بازیگری به شیوه متد، با نقاشی به این شیوه در اینجاست که وقتی شما بازی «آل پاچینو» را می بینید، نم
ی توانید به طور قطع هیچ یک از حرکات او را به طور ویژه باعث ارائه بهترین بازی توسط او بدانید، بلکه کل فرایند بازی او و تاثیری که بر روی بیننده می گذارد، پدید آورنده شیوه بازیگری اوست. یک اثر نقاشی تاثیر گذار نیز اینچنین است.

خانم مژگان منتصر کوهساری، در دیدگاه من نقاشی است که با دیدن آثار او، می توان به مفاهیمی عظیم پی برد که بر اثر دیدگاه عمیق وی بر دنیا، افراد، ارتباطات، اجسام و احساسات حاصل شده است.
عمق این دیدگاه ها از این جهت قابل درک است که وقتی به هر یک از این آثار نگاه می کنم، و سپس چشم خود را می بندم، تصویری شفاف از زندگی و خاطراتم را در هر گوشه ای از آن اثر مشاهده می کنم.
از این جهت است که در چند روز گذشته بیشترین زمانم را مصرف دیدن و فکر کردن به این آثار خارق العاده کرده ام.
نکته ای که در برخی آثار تاسف شدیدی را در من ایجاد می کرد، اشاره نقاش در برخی آثار به محدودیت در درک همان اثر، یا به کل فرایند خلق آثار بود. بسیار متاسف شدم که در کشورمان، به ما طرز درست اندیشیدن، صحیح درک کردن، و بهره گیری از توانایی های ذاتی برای برقراری ارتباط با دیگران آموزش داده نمی شود.

همه ما دارای «جهان های حسی» عظیم و پیچیده ای هستیم، که گاها حتا از وجود آنها نیز بی اطلاعیم. همپوشانی این جهان های حسی پدید آورنده ارتباطات اجتماعی ما، و بر هم کنش آنها پدید آورنده ادراک ماست. (خودم)

من شخصا معتقد هستم که هنرمند مورد بحث، به میزانی از درک و برداشت از جهان دست یافته که این حجم عظیم از اطلاعات گاهی در کنار ناتوانی ذاتی یک انسان برای تجزیه مقادیر بزرگی از داده، تفکر او را تحت الشعاع قرار داده و تحلیل این حجم از داده به خطا رفته و آثاری خلق شده که به خودی خود قابل درک نیستند (مانند اثر تقدیر-destiny). از این جهت قطعا ملاقات یا مکاتبه با ایشان در درک بهتر من از آثار وی تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت. امیدوارم که این فرصت در اختیار بنده قرار گیرد.

نقاش ها جزو آن دسته از انسان هایی هستند که قابلیت معشوق بودن از دورترین مسافت ها، و در پس سال ها ، قرون و اعصار را دارند. (خودم)

برای دیدن پیش نمایشی از آثار ارزشمند این هنرمند، می توانید به وب سایت اینترنتی وی به آدرس mojgan-mk.com مراجعه نمائید.

Advertisements
  1. Homa
    مارس 26, 2008 در 16:24

    نقاش اصولا حرفش رو میکِشه

    اینطوری دیگه زیاد زحمت حرف زدن

    اونم در شرایط سخت رو به خودش نمیده

    و آثاری خلق میکنه که بهترین توصیف رو از حس درونش میکنه

  2. sahar d
    مارس 27, 2008 در 07:11

    🙂

  3. sahar d
    مارس 27, 2008 در 07:11

    🙂

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: