خانه > مطالب روزمره > عزيزم كمي آرامتر خيانت كن

عزيزم كمي آرامتر خيانت كن

روزهايي كه اينطوري كه اين پايين نوشتم فكر ميكردم ديگه گذشته. الان (احتمالا) بيشتر با واقعيت سازگارم. به كسي خيانت نكردم و اجازه هم ندادم كسي بهم خيانت كنه. با اين حال مفهوم خيانت رو خيلي خوب فهميدم.
چند سال پيش دو دوست داشتم كه با هم نامزد بودن. اين دو دوست 7 سال دوران نامزديشون طول كشيد! و در اين مدت اتفاقات بسياري افتاد كه بازگو كردنشون كتابي هزار صفحه اي ميشه! ولي پايان اين ارتباط هفت ساله بسيار جالب بود. در طول 4 سالي كه من در جريان اين ارتباط بودم با تندبادها و چه بسا طوفانهاي سهمگيني همراه بود كه همواره بد بختي هاش براي من بود! كيسه بوكسي به خوبي من واقعا يافت نميشد آخرين بار ساعت 2.5 نصف شب پسر طرف قضيه به من زنگ زد! با صدايي بسيار نگران و مضطرب گفت: سيامك، جان هر كي دوست داري، به شرفت قسم فلاني داره با تو حرف ميزنه؟!
منم از همه جا بي خبر و غرق خواب گفتم نه و قطع كردم.
فردا شب دقيقا در همون ساعت دختر طرف قضيه با من تماس گرفت و برام شرح داد كه در طول يك ماه چطور با پسري كه از قيافش خوشش اومده (واقعا بيريخت و مزخرف و قلمه بود خدائيش) دوست شده و ديروز ظهر كه فهميده مامانش اينا رفتن مسافرت براش با اسرار غذا درست كرده و برده خونشون و بعد از گذشت مدت زماني با پيشنهاد نزديكي بيشتر (و البته باز هم بيشتر) روبرو شده و قبول كرده و …. مابقي قضايا!
در تمام مدت پس از اون قضيه (و البته تا به حال) به اين فكر ميكنم كه آدمي كه ادعاي عشقي عظيم و شديد داره چطور ميتونه با قصد قبلي از خونه بياد بيرون، تمام مسير رو با آرامش طي كنه، در صول مسير با معشوقش (يا عاشقش) تلفني صحبت كنه و بهش دروغ بگه كه داره ميره آرايشگاه، و وارد خونه دوستي بشه كه از آشنائيش چند روز ميگذره و ….
به اعتقاد من در ارتباط دوستانه هيچ چيزي نميتونه بد باشه، در صورتي كه دو طرف دوستي از اون رضايت داشته باشن. ولي اگر يك طرف مجبور بشه معني تجاوز پيدا ميكنه.
در عين حال آدم ميتونه با عده زيادي از افراد ارتباط داشته باشه و … ولي بايد بپذيره كه اين نوع از ارتباط به خودش و ديگران آسيب ميرسونه.
و آيا واقعا لذت يك ارتباط دوستانه فقط در اين سه حرف «س» ، «ك» و «س» خلاصه ميشه؟ در اين صورت ترجيح ميدم هميشه تنها و بيكس باقي بمونم، تا اينكه به خاطر رفع اين نياز كه با روشهاي ديگري هم رفع ميشه آدم بدبخت ديگري رو بدبختر از حال حاضرش كنم.

چه بايد کرد؟
مراسم عزای آيينه هاست.

چه بايد کرد؟
گاه گاهی
بايد در آيينه ببينم
جای پای روی سينه ام را
که هنوز بر جای ماندست
و زنده ام از لذت سوزشش
که هنوز يادگاريست از او
که هنگام رفتنش بر سينه ام زد
و چه آسوده ام امروز
که او رفت و خوشبخت شد…

پ.ن: خيلي تاسف بر انگيزه كه بعضي از آدمها دوستي رو مثل انتخاب يك لباس ميدونن. در موردش مثل يك جسم فكر ميكنن و تصميم ميگيرن و ميزان نفعشون رو در دوستي ميسنجن. طبيعيه كه اين نوع آدمها از نظر من خيلي بدبخت به نظر ميرسن! نظر تو چيه؟!؟

Advertisements
دسته‌ها:مطالب روزمره
  1. r.amon
    آوریل 6, 2008 در 22:53

    متاسفم
    همين!

  2. sahar d
    آوریل 7, 2008 در 00:32

    bishtar dootiha intoran , chon bishtar adama khodeshoono b baghie tarjih midan k ajib ham nist,
    ama in k ki badbakhte ? nemidoonam …chon kasai k intor nistan bishtar sadame mibinan
    khoob mishod age adama baray ham ARZESH ghael boodan, hala che az az ham khosheshoon miad va che nemiad 🙂

  3. /\/\ /-\RY/-\ /\/\
    آوریل 7, 2008 در 04:34

    nemidoonam chera ye hamchin masaleyee enghad bayad zehne to va ya kheylihaye digaro be khodesh mashghool kone…
    in masale too jame’eye ma ye rootin shode…ya shayad beshe goft mod shode…hameye dokhtara donbale dost pesar migardan,va pesara donbale dost dokhtar ama be mahze inke toonestan oon shakhso peyda konan mese mahi sor mikhoran…na zire bare masouliyat miran,na too doostishoon moteahed mimoonan…az hame chiz shoone khali mikonan va too zehneshon donbale ye adame behtar…
    hamishe hamintor boode…dar soorati ke hich behtarine motlaghi vojod nadare..hamishe dast balaye dast besyare…va khoob tar az khoob…
    be nazare man too in jame’e kasi movafaghe ke delesho daste kasi nade…khodesh 2dasti hefzesh kone ke motmaen bashe delesh salem mimoone…
    moteasefane dokhtara o pesara kalameye doosti,eshgh,sedaghat,taahod,va hatta sex ro be lajan keshidan…va taghadose in kalamato zire soal bordan…
    be nazare man eshgho doosti enghad moghadas hast ke behtar bashe dar moredesh aslan sohbat nakonim…bezarim pakishoon hefz beshe ta inke dast be dast tavasote hamamoon be lajan keshide beshe…
    toam mesle man dige hichvaght be in chiza fekr nakon…az kasi ham tavaghoe vafa o sedaghat nadashte bash…khiyanat inrooza joz’e layanfake zendegiya shode…farghi ham nemikone beyne 2khtar pesara ya hatta zano shohara…
    behesh fekr nakon siamak…
    bezar har kas oonjoori ke dost dare zendegi kone…faghat khodet moraghebe delet bash…
    in vazifeye shakhsiye har adame ke delesho khodesh negah dare va az mardom tavaghoe negahdari nadashte bashe…

    faghat ye jomleye dige mitoonam begam ke mesdaghe hameye sohbatam bashe…

    این روزها با هر کس دوست میشوم احساس میکنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است

  4. //\/\\
    آوریل 7, 2008 در 04:46

    عزيزم كمي آرامتر خيانت كن …. حس عجيبي به اين جمله دارم …. عجيب ام نه ناآشنا ….

  5. //\/\\
    آوریل 7, 2008 در 04:50

    و يادم مياد :
    پنجره باز است مي‌توان گريخت، صداي چكاوك را شنيد، اما تن خو كرده است به اين تن، به اين بارداري تلخ، به اين اتاق پست و نمور، به نگاه‌ پنهان پنجره روبرو، مي‌توان گريخت ، اما خو كرده‌است نگاه، به قاب خالي روي ديوار
    ……
    خو كرده ايم به اين كجي‌ها ،به اين شيريني زهر آلود … شايد خود خيانت انقدرها دردناك نباشد اما عادت كردن به آن دردناكترست ….

  6. //\/\\
    آوریل 7, 2008 در 04:52

    هر كس قبل از خيانت اول افكار خويش را مي درد، خوني مي‌كند، تهوع‌آور، لزج

  7. Mahdi M.A.
    آوریل 7, 2008 در 08:22

    این روزا باید بازیگر خوبی باشی
    اگه بد بازی کنی حتما بازنده میشی
    شایدم زخمی بشی
    .
    یکبار یک پست زدم
    نوشتم خنجر طلایی به بازیگر فیلم
    چند میگری از پشت خنجر بزنی
    اون روز هم من همین احساساته تو رو داشتم

  8. niloo
    دسامبر 7, 2010 در 22:38

    ah khodaye man nemidonam cho begam vali ajib hesi daram be khianat

  9. سياوش
    اوت 17, 2012 در 13:03

    من همين ديروز رابطه ي 8سالم از هم پاشيده شد! هيچكسي مثل من اين موضوع رو درك نميكنه از 17 سالگي تا 25 سالگي! خدااااااااايااااااااااااا دارم ديونه ميشم!

    • Dejavu
      اوت 18, 2012 در 09:21

      سیاوش جان درک میکنم که خیلی ناراحتی، ولی میتونی روزهای آینده زندگیتو صرف تاسف خوردن به خاطر خاطرات گذشته صرف کنی، یا اینکه روش زندگیتو تغییر بدی.
      باید قبول کرد که هروقت آدم به نتیجه غلطی میرسه، علتش روش زندگی و نگرش به مسایل هست، و به طور عجیبی این روش زندگی آدم همیشه همین نتیجه رو خواهد داشت. اگر میخواهی نتیجه جدیدی در زندگیت بگیری، مجبوری روش زندگیت رو هم عوض کنی که نتیجه مشابهی نگیری.
      متاسفم و امیدوارم حال خوبی پیدا کنی 🙂

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: