خانه > نقد ادبی > کتاب رقص باد و آب، شهره وکیلی

کتاب رقص باد و آب، شهره وکیلی

وقتی یه کتاب رو میخونم، به عنوان یک خواننده (نه هیچ چیز دیگه!) دوست دارم نویسنده شعور و هوشمندی من رو به مسخره نگیره، موضوعات رو طوری مطرح کنه که من هم کوششی در فهموشون انجام بدم، و از همه اینها گذشته از تفسیر و توضیح بیش از اندازه موضوعات خود داری کنه.
به اعتقاد من تفسیر و توضح بیش از حد یکی از بزرگترین آفت های نویسندگی هست. چون نویسنده همواره تصور میکنه که خواننده موضوع رو نمیفهمه و باید بیشتر توضیح بده.
شهره وکیلی یکی از نویسنده هایی هست که همیشه موضوعات نسبتا خوبی رو انتخاب میکنه ولی به بدترین شکل داستان رو به باد میده.

کتاب رقص باد و آب از نظر موضوعی میتونست داستان خیلی جالبی رو تشریح کنه. میتونست به ارتباط ماورا طبیعی دو انسان به شکل بسیار جالبی بال و پر بده و لحظات درام تاثیر گذاری رو پدید بیاره.
این رو رد نمیکنم که در حال حاضر هم این داستان تاثیر گذار هست، ولی نگاه بسیار سطحی به موضوع داستان و روایت بسیار ابتدایی و روزنامه ای اون روی کل اثر یک لایه خاکستری پهن کرده که باعث میشه آدم اون رو به عنوان یک اثر رده یک به حساب نیاره.

یکی از مشکلات این کتاب هم همین توضیحات بسیار زیاد و بی مورد و اشارات کوری هست که باعث شده آدم به این فکر کنه که نویسنده یک بخشهایی از داستان رو اینقدر کش داده که یه چیزهایی یادش رفته و ناقص باقی مونده! من تصور میکنم که این کتاب میبایست با محتوای فعلی در 300 تا 400 صفحه به نگارش در میامد، حجم 700 صفحه ای حال حاضر واقعا به همین مقدار محتوای مفید و تاثیر گذار در روند داستان نداره.

موضوع داستان در مورد مشکلات یک خانواده در برخورد با دوقلوهای یکسان خودشون و پدید آمدن مشکلات تربیتی و اجتماعی برای اونهاست (نمیخام موضوع داستان رو لو بدم) به طور کلی موضوع جالبی داره.
خیلی حسرت میخورم که نویسندگانی مثل شهره وکیلی با این همه سابقه نویسندگی و آثار فراوان چرا در تعامل با مشاوران خوبی نیست که این مشکلات رو بهش یاد آوری کنن و …

من تصور میکنم که یکی از مشکلات بزرگ در تمام شاخه های هنر در کشور ما همین نبودن تعامل پایدار و نقد و بررسی دائم و مفید بین نویسندگان و منتقدین یا مشاورین هنری هست.

متاسفانه اکثر منتقدین در ایران خود نویسندگان نا موفق و سرخورده ای هستن که به ناچار به نقادی رو میارن! و اغلب معتقدن جامعه قدرت درک آثار اونها رو نداره!

من در جواب این افراد میگم که: هنری که برای مردم نباشه، برای مردم قابل درک نیست. هنر مجرد رو فقط هنرمندان درک میکنن، و این طبیعیه. اگر لازم باشه یک اثر هنری برای بیان مقصودش همواره نیاز به همراهی خود هنرمند داشته باشه، در این صورت اون هنر فقط پر کننده عقده های حقارت پدید آورنده هست.

از طرفی متاسفانه اکثریت جامعه هنری هم خودشون رو از جامعه جدا کردن و در هاله ای از تصورات خودخواهانه و خود برتر بینی مفرط قرار گرفتن. این باعث میشه که اکثر بحثها و نقد ها هم اغلب با ناراحتی و دلگیری جمعی به پایان برسه و این دور باطل همچنان ادامه پیدا کنه…

توصیه میکنم این داستان رو بخونید. گرچه حوصله زیادی میخاد.
امیدوارم از این نویسنده با سابقه، خانم شهره وکیلی شاهد رمانهای جدیدتر و بهتری باشیم.

Advertisements
دسته‌ها:نقد ادبی
  1. pegah Bakhtiari
    آوریل 27, 2008 در 00:55

    naghde khubi bod rafigh…mese hamisha.movafagh bashiiiii

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: