خانه > شعر > We are going to DEATH…

We are going to DEATH…

روح هایمان خسته اند، و دستانمان طرح هایی از شیطان میکشند

اگر آیینه را از پشت بنگری

خباثت را در ذات میابی

لیکن ما هزاران چهره داریم

چهره های بسیار

از پس این ظاهر مفلوک طاعون زده

یکی پس از دیگری از هم میدرند

و حس دردناک انتقام

ما را با ورطه نابودی میکشاند

زیرا فقط وقتی میفهمیم که از خود انتقام گرفته ایم

که دیگر دیر شده است

صورت آیینه میتاباند…

Advertisements
دسته‌ها:شعر
  1. tinД
    اوت 27, 2008 در 00:13

    آنچه رعد بر زبان آورد

    بعد از رنگ سرخ آتش بر چهره هاي خيس عرق
    بعد از سكوت يخ زده باغها
    بعد از جان كندن در ميان سنگها
    فرياد ها و گريه ها
    زندانها و قصرها
    او كه زنده بود مرده
    ما كه زنده ايم مي ميريم
    پس از مكثي كوتاه
    اينجا آب نيست
    فقط صخره است صخره بي هيچ آب
    و جاده اي شني
    كه پيچ ميخورد تا روي كوهها
    كوههاي صخره اي بي آب
    اگر آب بود
    مي ايستاديم مي خورديم
    در ميان صخره ها فرصت تامل و تفكر نيست
    عرق خشك و پا فرو رفته در شن
    آگر آبي در اين سنگها بود …

  2. Kimia
    سپتامبر 4, 2008 در 06:43

    ajab aksee radifiiiieeee….
    kheiliam bad nist zate ma baradar!!!!

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: