هان؟

خیلی در تعجب هستم که چطور این همه پیشرفت علم و فناوری در دنیا نتوانسته راه حلی برای غصه خوردن آدم ها پیدا کند.
آدمها هیچ وقت قابل پیشبینی نبوده اند. حتا کسل کننده ترین و قابل پیشبینی ترین آدمها هم در مواقع خواصی دست به کارهایی میزنند که کاملا غیر قابل پیشبینی و عجیب هستند. وقتی که این اقدامات بدون دلیل مناسبی همراه باشد، فقط باعث تعجب اطرافیان میشود. ولی وقتی که آدم اطمینان دارد که علتی برای یک رفتار یا یک واکنش (یا شاید یک کنش!) وجود دارد ولی این علت بیان نمیشود، به شدت در حالتی مابین کنجکاوی، حماقت و ناباوری گرفتار میشود که هیچ راه حل مناسبی برای آن وجود ندارد.
برای آدمی مثل من که فکر میکند احترام گذاشتن به حقوق دیگران یعنی پذیرفتن خواسته های آنها به هر قیمتی، خیلی سخت تر است که از چنین شرایطی خلاص شود، چون فرو ریختن یک پل باعث قطع ارتباط فیزیکی مابین دو نقطه ذاتا غیر قابل دسترس میشود.

Advertisements
دسته‌ها:مطالب روزمره
  1. OBEYD
    دسامبر 23, 2008 در 08:54

    سلام دوست عزیز حالت چطوره؟ خط اول این پست از بلاگتون را که خواندم یاد قطعه ای از کتاب بوف کور از صادق هدایت افتادم که در زیر قسمتهایی از آن را محض یادآوری براتون میزارم. فکر نمیکنم چندان بیربط باشه
    .
    .
    .
    در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد
    و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
    دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید. آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبيعی ، این انعکاس سایهء روح که در حالت اغماء و برزخ بين خواب و بيداری جلوه می کند کسی پی
    خواهد برد؟
    .
    .
    .
    ببخشید اگر کمی طولانی شد

  2. OBEYD
    دسامبر 23, 2008 در 09:19

    در مورد غیر قابل پیش بینی بودن آدمها هم یه نکته ای هست… سعی میکنم با مثال توضیح بدم… ببین, مثلا اوایل دوره ریاست جمهوری پرزیدنت احمدی نژاد را یادتون میاد؟ اوایل حرفهایی میزد و کارهایی میکرد که نه تنها خود ما ایرانی ها, بلکه کل مردم دنیا را وادار به تعجب میکرد و بعضا واکنشهایی هم در قبال کنشهای ایشان در سرتاسر دنیا میدیدیم. اما بعدها و به تدریج به کارها و رفتارهای ایشان عادت کردیم و اگر همین فردا با آرپی جی بره به جنگ آمریکا هم کسی تعجب نمیکنه… تازه خیلی ها این را هم قابل پیش بینی میدونند. شاید بعضی موقعها فکر کنیم که یه فلسفه ای پشت این کارها وجود داره ولی هروقت چهره فیلسوف هایی همچون دکارت, لنین , هابرماس و یا غیره به ذهنمون میاد وآنها را در مقام مقایسه با ایشان قرار میدیم به نوعی به سردرگمی و یا حتی… میرسیم
    فکر میکنم ما آدمها به خیلی چیزها عادت میکنیم. این هم یکی از آن موارد.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: