بایگانی

Archive for آوریل 2009

هیچ کسی از حال دگر آگه نیست…

آوریل 3, 2009 2 دیدگاه

هیچ کسی از حال دگر آگاه نیست
در آئینه خودم را مینگرم
ذبح این موجود خبیث
چند بشر را به زمین میفکند؟

____

دگر این بند گسسته است انگار
ره نمیدارد فهم در این کارها
بسپارم دل به دریا انگار
بهتر از این است که بسپارم بر این چاه ها

___

ره سپار هر روزه ی جهان دگرم باز
لیک چو میگذارم پای در راه
میگیرد دستم صاحب این دنیا
که ماندست هنوز رمقی چون دریا

Advertisements
دسته‌ها:شعر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: