خانه > شعر > بوسه های ابدی

بوسه های ابدی

نسیمی که از پنجره میتابد
روحم را با خود
به خاطرات بوسه های ابدی میبرد
بوسه هایی از باد
بوسه هایی از مروارید
و بوسه هایی از صدف های سفیدی
که بر ساحل عشقم میافتم…
از خواب که می آیم
باز تو را میبینم
در لباس سفید هر روز و شبت
و آن لبان رنگین
گیسوان افشان
و سبک بالی بی مانند
که روحم را با خود
به خاطرات بوسه های ابدی میبرد
بوسه هایی از باد
بوسه هایی از مروارید
و بوسه هایی از گلهای باغچه مادر بزرگ
صورتی، قرمز، سفید
و پر از عطر آن لبان رنگین
گیسوان افشان
و سبک بالی بی مانند
که روحم را با خود
به خاطرات بوسه های ابدی میبرد….
دختری در پنجره
Advertisements
دسته‌ها:شعر برچسب‌ها: , , ,
  1. سارا
    آوریل 18, 2010 در 10:38

    نسیم نمی تابد…می وزد

    • Dejavu
      آوریل 19, 2010 در 23:20

      میدانم سارا جان، ولی در شعر نسیم ممکن است بتابد، ممکن است بوزد و ممکن است حتی نوزد! ولی همچنان نسیم باشد.

  2. آوریل 22, 2010 در 17:43

    آره، اون نسیم خانومی که سارا خانم میگن می وزند، خیلی بی ادب هستن که جلوی جمع وزش راه میندازن

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: