خانه > شعر > و پر از ویرانی

و پر از ویرانی

این قلبی که در سینه ام می تپد

گوهری است به امانت

که سالهاست بزرگوارانه به من عطا شده

این منم:

تهی از غرور

و پر از ویرانی

و صدایی گذرا که می گوید:

عاشق شو…

ویرانی

Advertisements
دسته‌ها:شعر برچسب‌ها: , ,
  1. بهمن
    ژوئن 2, 2010 در 07:40

    عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید
    ناخوانده درس مقصود در کارگاه هستی

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: